سفارش تبلیغ
صبا ویژن

























پاتوق فرزانگان

و همه مردم شهر. بانگ برداشته اند

که چرا سیمان نیست ؟!

 و کسی فکر نکرد 

که چرا ... ایمان نیست ...

 و زمانی شده است 

که به غیر از انسان

هیچ چیز ارزان نیست

انسان خوب هستی؟


نوشته شده در شنبه 92/2/28ساعت 2:51 عصر توسط پنجه طلای سابق!| نظرات ( ) |

 

کبری: اکبر؟ به نظر تو آقای x بهتره یا آقای y؟ تو به کدوم یکی رای میدی؟

اکبر: رای؟ هه! من اصلا نمی خوام رای بدم!

کبری: اِ چرا آخه؟

اکبر: رای بدم که چی بشه؟ من از این دولت راضی نبودم پس چرا باید رای بدم؟

کبری: اصلا گیریم که این دولت خوب نبوده باشه. این که تو رای ندی باعث میشه دولت بعدی خوب بشه؟ نه. فقط همه چیز رو بدتر میکنه. این حرکتت یعنی تو به دیگران اجازه میدی برات تصمیم بگیرن و به هرچی اونا انتخاب کنن راضی هستی. پس حواست باشه اگه دولت آینده خوب نباشه و رییس جمهور لایق نباشه تو حق اعتراض نداری؛ چون رای ندادی.

اکبر: حالا به فرض من رای هم بدم. رای من که تاثیری نداره!

کبری: همینه دیگه. فکر میکنیم رایمون تاثیر نداره درحالی که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

اکبر: من منظورم این نبود.

کبری: پس منظورت چی بود؟

اکبر: منظورم این بود که رییس جمهور از همین الان مشخصه. رای دادن مردم هم فقط برای حفظ ظاهره و گرنه درنهایت با تقلب اونی که قراره رییس جمهور بشه، میشه.

کبری: معلومه دشمن حسابی مغزتو خورده ها! از هر کاندید یه نماینده پای صندوق رای هست. بنابراین تو شمارش آرا ممکن نیست تقلب رخ بده. کلی دلیل دیگه هم هست. تازه اگه یک درصد هم احتمال بدی تقلب نمیشه باید رای بدی تا اگه اون یک درصد اتفاق افتاد بعدا بتونی و حق داشته باشی حرف بزنی.

اکبر: خیلی خب، آقا! من تسلیم! حالا به کی رای بدم؟ کسی نیست!

کبری: در وهله ی اول رای دادن مهمه بعد به کی رای دادن. باید به کسی رای بدی که سابقشو و دیدگاهشو و قدرت اجراییشو درآوردی و از این لحاظ از همه بهتر بوده. نه این که مثلا یکی رو چون ازش خوشت میاد بهش رای بدی.

اکبر: باشه. ولی تو عجب آدمی هستیا! هیچوقت کم نمیاری!

کبری: ما اینیم دیگه! شمام یکم اطلاعاتتو زیاد کنی مث من میشی!

***********

اصغر، برادر دوقلوی صغری از مدرسه به خانه میاید و صغری را می بیند که دارد با کامپیوتر کار می کند.

اصغر: صغری؟ داری چیکار میکنی؟

صغری: دارم درباره کاندیدهای ریاست جمهوری تحقیق میکنم ببینم کدوم بهتره.

اصغر: جان؟ بیکاری؟ تو که نمی تونی رای بدی. این کارا چیه؟ پاشو میخوام بازی کنم.

صغری: درسته من نمی تونم رای بدم ولی دلیل نمیشه رای من تو صندوق نره! ما آدما قادریم روی هم تاثیر بذاریم. حالا

اگه مثلا بابای من وقت نمی کنه درباره ی نامزدها تحقیق کنه من می تونم این کارو انجام بدم و بهش اطلاعات بدم تا

درست انتخاب کنه. هم روی رای خانوادم میتونم تاثیر بذارم هم روی بقیه. حتی اگر نظر دوست همسن خودمو هم تغییر

بدم، اون می تونه روی خانوادش که رای میدن تاثیر بذاره و اینطوری میشه که من بدون این که رای بدم رایمو وارد

صندوق میکنم. تو هم بهتره همین کارو کنی. دیگه داری بزرگ میشی. تا کی میخوای توی دنیای بچه گانه ی خودت بازی

کنی و در غفلت به سر ببری؟ وقت بیدار شدنه.

 


نوشته شده در جمعه 92/2/27ساعت 4:10 عصر توسط پنجه طلای سابق!| نظرات ( ) |

آیا ظلم اگر به همه شود عدل است؟

 

آیا اگر همه ظلم کنند عدل است؟ 


نوشته شده در پنج شنبه 92/2/26ساعت 5:22 عصر توسط پنجه طلای سابق!| نظرات ( ) |

سلام!
خب از اونجایی که فصل امتحانات شروع شده میخوام براتون یه معما بذارم که هم فکرتون به کار بیفته و بتونین بهتر درس بخونین و هم این که یه تفریحی کرده باشین!(لبخند موذیانه!!ها ها ها!)
خب ایناهاش:


فرض کنید میخواهید از یک واگن در حال حرکت به بیرون بپرید. بهترین روش برای چگونگی انجام این کار چیست؟ به سمت عقب باید پرید یا جلو؟


نوشته شده در سه شنبه 92/2/24ساعت 3:9 عصر توسط پنجه طلای سابق!| نظرات ( ) |

وقتی ما ایرانیا میخوایم یکی را ستایش کنیم:عجججججب نقاشیه نکبت! چه دست فرمونی داره توله سگ! چه صدایی داره کثافت!چه گیتاری میزنه ناکس!

چقدر خوووشگله لامصب!عجب گلی زد بی وجدان! بی ششششرف خیییلی باحاله!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حالا وقتی میخوایم به یکی تیکه بندازیم یا با نیش وکنایه بحرفیم :بروووشازده....! چی میگی بااامعرفت...! اخه ادمه حسابی...!چطوری ای کی یو...؟ به به استاده معظم...!کجاااایی بامرام...؟؟؟؟؟؟


 


 


منبع: http://shahrzadcom.parsiblog.com/


نوشته شده در سه شنبه 92/2/24ساعت 3:8 عصر توسط پنجه طلای سابق!| نظرات ( ) |

سلام!

  امام باقر(علیه السلام):

هر کس مومنی را دوست دارد آمدن ماه رجب را به او مژده دهد.

از اون جایی که من همتونو دوست دارم عییییییییییییییید همتون

مباااااااااااااااااااااااااارررررررررررررررررررک!

امروز تولد امام محمد باقره!


بیاید به هم عیدی بدیم!


حلالتون کردم....حلالم کنید!!!

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در یکشنبه 92/2/22ساعت 12:36 عصر توسط پنجه طلای سابق!| نظرات ( ) |

گریه نکن

گریه نکن برادر!
دل همه خون است...
گریه کردن که آسان است؛
چند میگیری بخندی؟

هیچ یک از شما مرا می بیند؟

آری، تو را می بینیم

اما "فقط" می بینیم...


نوشته شده در شنبه 92/2/21ساعت 8:46 صبح توسط پنجه طلای سابق!| نظرات ( ) |

50 روز از سال 92 گذشت...
و 314 روز دیگر باقی ست...
حواسمان باشد سال آینده افسوس نخوریم...

بیایید بیندیشیم 


نوشته شده در جمعه 92/2/20ساعت 3:22 عصر توسط پنجه طلای سابق!| نظرات ( ) |

و باز هم غروب جمعه رنگ انتظار به خود گرفته...

فقط غروب جمعه نیست که دلگیر است...

دلت که پیش "کسی" باشد، همیشه می گیرد...

جاده ی انتظار

انتهای این جاده به تو می رسد
نشسته ام و منتظر
غافل از اینکه انتظار واقعی آن است
که جاده را به شوق دیدن تو تا تهش بدوم...
دیگر نمی گویم تو بیا...
من می آیم...


نوشته شده در جمعه 92/2/20ساعت 2:33 عصر توسط پنجه طلای سابق!| نظرات ( ) |

چطوریه که قبر یکی از اصحاب پیامبر اسلام(ص) رو نبش می کنند و هیچ کی صداش در نمیاد؟

نمی گم هیشکی صداش در نیومده ولی خیلیا سکوت کردن، سکوت های معنادار و بودار.

حالا اگه یه اثر باستانی تو فلان کشور دور افتاده که تا حالا اسمش هم به گوشمون نخورده رو خراب کرده بودن هزار تا کمیته و سازمان برای حمایت از حفظ اون اثر تشکیل میشد و در سراسر جهان تظاهرات می کردن و پول جمع می کردن و...

اما حالا قبر یکی از صحابی پیغمبر نبش شده و فقط زمزمه های خفیفی شنیده می شه اونم از کسایی که یه عده گلوشونو گرفتن و دارن محکم فشار میدن. بنابراین صداشون خیلی خفه بیرون میاد.

غریبی، داستان جدیدی نیست. همه عادت دارند. 


نوشته شده در پنج شنبه 92/2/19ساعت 1:12 عصر توسط پنجه طلای سابق!| نظرات ( ) |

<   <<   6   7   8   9   10   >>   >