سفارش تبلیغ
صبا

























پاتوق فرزانگان

دلم گرفته

هرچی روزا میگذره و شناختم از آدما بیشتر میشه،بیشتر از این دنیا بدم میاد!

واقعا دنبال چی هستن رو نمی دونم!بنظرم خودشونم نمیدونن!

اصلا دوس ندارم مث اوناشم.فک کنم اونا هم تو نوجوونی مث من بودن.یعنی گذر زمان باعث شده اینقد تغییر کنن؟!!

بدترین کارها وبد ترین الفاظ براشون لذت بخشه.اصلا درک نمی کنم چرا دوتا دوست باید بهم دیگه فحش بدن تا نشون بدن که خیلی باهم صمیمی اند.یعنی نمیشه با احترام گذاشتن بهم صمیمیت شون رو نشون بدن؟!

چرا باید بدترین فحشا و اس ام اس ها مایه ی خنده مردم باشه و اینا رو برای همدیگه بفرستن و بخندن و کیف کنن؟همچین آدمایی میتونن اسم خودشونو مسلمون یا حتی آدم بذارن؟

 

دلم گرفته

دلم از این زندگی گرفته

نه،دلم از این مردگی گرفته

از این همه بی حاصلی

نمی دانم چرا همه چشم هایشان را بسته اند

و بدون اینکه گلی را بو کنند

بی توجه به رود

بی توجه به بازی گنجشک ها

بی توجه به زیبایی تن درخت در زمستان

بی آنکه حتی مزهی یک شیرینی خامه ای را حس کنند

هر روز مرده تر از خواب بیدار می شوند

-و ای کاش دیروز را تکرار می کردند-

و در تکرار ها فرو تر می روند

آری چرا ما مثل درخت،یکبارهم که شده

در زمستان لباس ها را نکنیم؟

 

 

 

 


نوشته شده در چهارشنبه 92/1/7ساعت 7:0 صبح توسط قلاش| نظرات ( ) |

امشب شب آخر حضورمه،بخاطر همین میخوام یکم از حرفایی که تو دلم قلنبه شده رو بزنم که از فردا همچین سبک شم بشینم پای درس و مقش!نکته بین

-دوازده نفر احتمال های اصلی کاندیدای ریاست جمهورین،فقط سه نفرشون تو این رشته تخصصی درس خوندن!آخه فلسفه غرب چه ربطیش به ریاست جمهوری!(نکته جالبش اینه که 8سال هم با همین تحصیلات تخصصی ریاست جمهوری ایران رو برعهده گرفتن که تو اون 8سال اینقد پیشرفت های چشمگیر داشتیم).باز این خوبه!بقیه شو داشته باش:مکانیک،برق ،عمران،صنایع،ریاضی این یکی دیگه آخرشه:پزشکی اطفال فوق تخصص بیماری های عفونی!!!تازه یکی از آقایون خلبان هم تشریف دارن.

البته لازم به ذکره این خدمتگزاران خدوم و دلسوز همین الانش هم سمت هایی بس مرتبط با تحصیلاتشون دارن!!!! 

بخاطر این تخصصی کارکردنمون اینقد پیشرفت کردیما!!!

بابا ما نخواییم شما اینقد وظیفه شناس باشید کیو باید ببینیم؟؟

-اگه یادتون باشه تعدادی از همین خدمتگذاران ملت تو مجلس هفتم و هشتم طرحی رو به مجلس ارائه دادن برای کم کردن تعطیلی ها،یکی از روزهای پیشنهادی شون روز15خرداد بود!!!!انگار این نماینده ها اصلا از مردم ایران نبودن و یادشون نبود تو اون روز چه فاجعه ای تو ایران رخ داد! انگار اصلا یادشون نبود هنوز ما ایرانیا هنوز بخاطر اون کشتار وحشیانه داغداریم.

انگار اصلا یادشون نبود که امام عزیزمون(ره) فرموده بودن:این روز رو برای همیشه عزای عمومی اعلام میکنم.بابا رهبر این انقلاب و کسی که استارتش رو زد و به سرانجام رسوندش امام خمینی بود.امروز هرچی داریم از تلاش های اون داریم،به همین راحتی پا گذاشتید رو حرفش؟؟؟؟

اون طرح که تصویب نشد و مردم هم هرچند ناراحت شدن،اما بخشیدن.اما این یکی دیگه واقعا قابل گذشت نیست.

آخه بی انصافا حذف تاسوعا؟؟؟؟؟؟؟؟

یاابوالفضل العباس

واقعا که!

{انگار یادتون رفته تو کدوم مملکت زندگی میکنید!}

انگار یادتون رفته شما نماینده کدوم ملتید.

انگار یادتون رفته عقاید این ملت چیه!

انگار یادتون رفته....

بعداز اونم وقیحانه ادامه طرح هاشونو گفتن:حذف تعطیلی روز شهادت

 حضرت فاطمه(س)،امام صادق(ع) و امام رضا(ع)!!!!!

کم کم دارم حس میکنم از ما نیستید....

 

اگه میخوایید تعطیلی کم شه دم به دقه بین التعطیلین ها رو تعطیل نکنید،تعطیلی 5شنبه های آموزش و پرورش و خیلی از ادارات رو بردارید،اونش رو دیگه ما نباید مشخص کنیم(اگرنه خودمون میشدیم نماینده)خودتون به فکریه چاره دیگه باشید. هرتصمیمی دلتون بخواد میگیرید و فک میکنید ما گوشامون درازه؟!

کم رنگ کردن ارزش های دینی(که به کم رنگ شدن دین در جامعه می انجامه) شاخ و دم داره؟؟

بخدا مردم ایران فهیم تر از اینی هستن که فک میکنید.

این هم یک نمونه ی دیگر از طرح های دلسوزانه و خدمات بی شائبه تعدادی از نمایندگان زحمتکش مجلس بود.(اگه نمیگم نماینده مردم،چون دارم با چشمام میبینم نماینده مردم نیستید!!!!)

 

 


نوشته شده در سه شنبه 91/12/29ساعت 12:38 صبح توسط قلاش| نظرات ( ) |

هرچند سال جدید و قدیم برام فرقی نداره

اما وظیفه میدونستم سال نو رو بهتون تبریک بگم.

سال نو پیشاپیش مبارک

آرزو میکنم تو سال جدید کلی اتفاقای خوب براتون بیفته.

فقط یه چیز:قبل از اینکه سال 92 رو شروع کنید،یه نگاه بندازید ببینید سال91 رو چطور گذروندید...

راستی به خودت تو سال نودویک چند میدی؟؟؟

بچه پررو:از اونجایی که تجدید آوردم نمیگم!


نوشته شده در دوشنبه 91/12/28ساعت 2:19 عصر توسط قلاش| نظرات ( ) |

در راستای پست قبلی تصمیم دارم یکی از خواننده های خوب و البته گمنام ایرانی رو معرفی کنم.

فرهاد مهراد

اگه از اون دسته آدمایی باشی که فقط آهنگ های فرانسوی و انگلیسی و اسپانیای گوش میدی باید بشناسیش.

اگه از اون دسته آدمایی باشی که موسیقی کلاسیک گوش میدن باید بشناسیش.

اگه طرفدار راک هم باشی باید بشناسیش.

در واقع خیلی ها باید بشناسنش!

پس چرا کمتر کسی میشناسش؟!!

حالا فقط کافیه بگم محسن یگانه یا فرزاد فرزین یا سیروان خسروی یا...تا حتی اینکه چند سالگی اولین دندونش افتاد رو هم برام بگید!

بگذریم

بوی عیدی،بوی توپ

بوی کاغذ رنگی...

فرهاد مهراد

حالا فهمیدی فرهاد کیه؟

فرهاد خواننده،آهنگ ساز و نوازنده پاپ راک ایرانی بود.فرهاد از خوانندگان راک ایرانی بود که نخستین آلبوم rock and rollایران را منتشر کرد.

اونچیزی که فرهاد رو از هم دوره هاش جدا میکرد انتخاب اشعار عمیق روشنفکرانه همراه با معانی و استعاره های روشن سیاسی اجتماعی و تاریخی،استفاده از قالب های موسیقی بلوز،راک اند رول و کلاسیک همراه با یه حس بومی تو آهنگ سازی هاش و همچنین طنین خاص آهنگ خوانی هاشه که تبلور حسرت روزهای کودکی،خیال،عشق ،آزادی،فریاد بر علیه جهل وستم و فراموشی فرهنگ کهن ایرانی در متن جامعه و شورانقلابی ومردمی اونه.اینایی که گفتم همش تو آهنگ معروف"کودکانه"یا همون بوی عیدی خودمون آشکار و واضحه.

ازفرهاد به عنوان یکی از سیاسی ترین خواننده های ایران یاد میشه.

تو اوایل دهه پنجاه شهرهایی با مضامین سیاسی خوند و مدتی زندانی سیاسی بود.(به این میگن آزادی بیان)

بعدش به انقلابیان پیوست و ترانه انقلابی"وحدت" رو خوند.(بعداز انقلاب تا سال72 از خوندن منع شد)

اینا از معروف ترین آهنگ هاشن:جمعه،کودکانه،وحدت،گنجشکک اشی مشی و شبانه.(در ضمن آهنگ هایی هم به زبان های غیرفارسی داره)

به خاطر بیماری هپاتیت سی سال81 برای درمان به فرانسه رفت و شهریور81همونجا درگذشت و در گورستان تپه در پاریس دفن شد.(دانشنامه آزاد ویکی پدیا با اندکی اقتباس)

پدر یکی از دوستام سال ها آمریکا زندگی میکرده.از اون آدمای قدیمی و باحاله(باحال و پایه)!!!طرفدار سرسخت فرهاده.

همیشه بخاطر اینکه از ایران نرفت و پای تمام سختی هاش وایساد و ایران موند تحسینش میکنه.میگه صداش منحصربفرده،یه سوز و لحن خاصی که فقط و فقط فرهاد داشت.(البته درمورد کاملا باهاش موافقم).میگفت آدم گوشه گیر و ساکتی بوده.رفتار و حرکات خاصی هم داشته و اینکه همه کسی نمیتونستن دنیاشو درک کنن و

 نمیتونن!

ختم کلامش همیشه یه جمله بوده:به امید باران و صلح!

بهتره هراز گاهی یه نگاه پشت سرمون بندازیم ،مطمئنا آشناهای زیادی رو خواهیم دید...

.

.

.

و هنوز که هنوزه پرطرفدارترین خواننده ایرانی ها شادمهر عقیلیه!

بیچاره ایران

بیچاره ایرانی ها . . .

 

 


نوشته شده در یکشنبه 91/12/27ساعت 11:29 صبح توسط قلاش| نظرات ( ) |

هر روز که میرم تو خیابون میبینم عکس گنده یه خواننده رو زدن به در و دیوار!اونم چه خواننده هایی!

بقول دکتر اصفهانی این روزا هرکی لال نباشه میتونه خواننده شه!

جشنواره موسیقی فجر همین چند وقت پیش بود.برو تو گوگل سرچ کن ببین از چه کسایی برای اجرا دعوت شده بود.

من که وقتی اسما رو دیدم جا خوردم!از کیا دعوت شده بود!!!!

اما

جای یه نفر خیلی خالی بود...

میدونی کی؟

علیرضا

علیرضا افتخاری...

من که باورم نمیشد ازش دعوت نشده بود؟؟؟

یادمه یه روز این قضیه رو تو مدرسه گفتم و آقای افتخاری رو با یکی از خواننده هایی که به جشنواره دعوت شده بود مقایسه کردم.یکی از دوستان دراومد گفت فلانی اگه صدای خوبی نداره یا مذمون آهنگ هاش اونقد قوی نیست در عوض با سن کمش از آهنگ سازهای خیلی خوب ایرانه و رشته تخصصیش این بوده!

آخه یکی نیست بگه بهش بگه آدم آهنگ گوش میده که از مذمون قشنگ اون آهنگ یا صدای خواننده اش یا موزیکش لذت ببره،نه این که ذوق کنه که من الان دارم به آهنگ فلانی گوش میدم!

بنظرم اگه بجای یه تعدادی از اون خواننده ها یاس یا داریوش رو دعوت کرده بودن خیلی سنگین تر بودن!

ایران اسلامی

همش شعار.....


نوشته شده در یکشنبه 91/12/27ساعت 9:38 صبح توسط قلاش| نظرات ( ) |

 

امروز روز دیگری است که به پایان می رسد. ستارگان هنوز نیامده اند؛ فقط تک ستاره ای زرد در آسمان نیلی رنگ خودنمایی می کند. بوی دریا به مشام می رسد؛ بوی موج های خروشان که روی هم می افتند، کف می کنند و در اعماق دریا گم می شوند. آسمان نیلی است. روز بار و بندیلش را جمع کرده و دارد می رود. از لابه لای تنه های درختان که نگاه می کنی، دشت سبز به دریا وصل شده و دریا منتهی می شود به آسمان. باد شامگاهی به صورتت می وزرد و روسری ات را تکان می دهد و موهایت را پریشان می کند. اینجا تجلی گاه ستارگان غروب است. در اینجا، جز به لبخند نمی توان صورت را آراست؛ جز به سلام نمی توان دهان را باز کرد؛ جز به صفا و صمیمیت نمی توان زنده ماند و زندگی کرد؛ جز به زیبایی نمی توان چشم گشود؛ جز به آوای دل نشین نمی توان گوش فرا داد و جز برایخدانمی توان زندگی کرد. اینجا شهر آرزوهاست. آخر دنیاست. از شهر که بیرون می روی، روی صخره که می ایستی، می بینی که دنیا دیگر تمام شده. اینجا هیچ کس هم کلاسی، هم مدرسه ای، همکار، شاگرد و یا استاد کسی نیست. اینجا همه با هم برادرند، اگرچه برابر نباشند. اینجا روی پشت بام تمام خانه ها اذان می گویند. توی تمام حیاط های خانه ها، جلوی حوض، سجاده ها رو به خدا پهن شده اند. اینجا خانه ها در ندارند. چون دیوار ندارند. همه جا راه برای رفتن باز است. و هرجا بروی مقدمت را خوش آمد می گویند. این شهر، شهر خداست و آدم هاش خدایی. آسمون داره تاریک تر میشه. مدت هاست که خورشید توی شهر خدا غروب کرده و خیلی از مردم شهر اونجا رو ترک کردن. اما هنوزم تک خانه هایی پیدا می شود که آدم هاش، در این شب از ستارگان برای خود چراغ ساختند و در این شهر متروک، خدایی شدند و در لبه ی دنیا ایستادند و به بهشت چشم دوختند.

 


نوشته شده در شنبه 91/12/26ساعت 4:5 عصر توسط پنجه طلای سابق!| نظرات ( ) |

1-مجبور میشین به مامان باباهاتون کمک کنین و کلی ثواب اجباری می برین!

2-مجبور میشین به هیکلتون یه تکونی بدین! در کل کار فیتنس سنتر رو انجام میده که البته پایدار نیست چون تو عید اینقدر میخوریم که چاق تر از قبل میشیم!

3-باعث میشه به هوای آلوده و پر گرد و غبار عادت کنین که اگه رفتین تهرون نیوفتین رو دست مامان باباها!

4-باعث میشه عروسکی که بچگی خیلی دوستش داشتین و باهاش می خوابیدین و مدارک گم شده ی باباتون و امتحانای خواهرتون و توپ فوتبال پاره ی داداشتون و دفترچه خاطرات اقدس دختر همسایه رو از زیر تخت پیدا کنین و کلی روحتون شاد شه!

5-اتاقتون دیگه اونقدر کثیف نیست و در نتیجه میتونین با فاصله روزهای بیشتری برین حموم!(مخصوص شیرازی ها)

6-باعث میشه در حین پاک کردن شیشه اتاقتون اصغر پسر همسایه روبرویی تون شما رو ببینه و یه دل نه صد دل عاشقتون بشه در نتیجه از ترشیدگی نجات پیدا می کنین!

7-باعث میشه به بهونه ی خونه تکونی مشق ننویسین بدون اینکه غر بزنن سرتون!(می تونین برین تو اتاق در رو هم ببندین مثلا دارین خونه تکونی میکنین بعد بشینین کتاب بخونین یا فیلم ببینین!به کسی نگین من یادتون دادم ها!)

8- باعث میشه بخاطر تکون های کوچیکی که به خونتون میدین بعدا خونتون زلزله نیاد!(جغرافی که خوندین؟)

9- و خیلی چیزای دیگه که من حوصله ندارم فکر کنم بنویسم ناسلامتی شیرازیم دیگه!


نوشته شده در شنبه 91/12/26ساعت 2:44 عصر توسط پنجه طلای سابق!| نظرات ( ) |

طبق توافقی که بین بچه ها شده 14 فروردین مدرسه نمیریم در نتیجه

 تا شانزدهم تعطیلیم!

برید حالشو ببرید!پوزخند

تذکر:فقط قبلش مشق هاتونو بنویسید ببینم چند روز وقت اضافه میارید برا تفریح کردن! مشکوکم

اینم زندگی شد ما داریم! دعوا

مشق عید

 


نوشته شده در شنبه 91/12/26ساعت 12:13 عصر توسط قلاش| نظرات ( ) |

کسایی که مثل من لایق نبودن یا نتونستن برن حنابندون نظرتون چیه خودمون با شهدا حنا ببندیم.یه حنا از جنس مردونگی که تا آخرش پای حرفمون بمونیم؟؟

اگه سر حرفمون بمونیم به آخرش میرسیم.چون آخرش این رنگیه:سبز...

حالا فهمیدین آخرش کجاست؟؟؟

پس هرکه دارد هوس کرببلا

بسم الله

.

.

.

پاشو بسم الله بگو که خیلی وقته خوابیدی!


نوشته شده در جمعه 91/12/25ساعت 10:14 صبح توسط قلاش| نظرات ( ) |

از دیروز تا حالا 3 بار وسط گشت زدنام تو اینترنت این صفحه برام باز شده:
این یک فرصت تصادفی است! شما برنده ی جایزه شدید!
که نمیدونم بین چند هزارتا کاربر شما جایزه بردید و این حرفا!!!
فقط نمیدونم چرا بین این چند هزا تا کاربر همش من بدبخت که با کارت اینترنت و سرعت دایل آپ دارم جون میکنم صفحه وبلاگ بیاد بالا همش برنده ی جایزشون میشم!
شما نمیدونید؟


نوشته شده در جمعه 91/12/25ساعت 8:27 صبح توسط پنجه طلای سابق!| نظرات ( ) |

   1   2   3   4      >